سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( پدر مولوى ) ( بهاء ولد )
مقدمهء مصحح 6
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى )
عنايته مختار بود بعون اللّه و حسن معونته و الحمد للّه رب العالمين و الصلاة على نبيّه محمد و آله اجمعين ، هم از حواشى آن كتب كه به دستخط مبارك خداوندگار بود قدس اللّه سرّه العزيز نقل افتاد بدين ترتيب : تفسير ، حديث ، معارف ، لطائف و غيره » و پس ازين نزديك به يك ورق مطالب متفرق كه مولانا بر حاشيهء نسخهء اصل يادداشت كرده بوده نقل كرده است . و هيچ شك نيست كه مقصود ناسخ آنست كه مطالب ياد شده را از روى خط مولانا كه در حواشى آن كتب بوده نقل كرده و جملهء : « كه به دستخط مبارك خداوندگار بود » صفت وصلهء حواشى است نه كتب زيرا مولانا بسبب استغراق عظيم و جوش و خروش باطنى فرصت كتابت نداشته و مثنوى را بتحقيق حسام الدين چلبى و غزليّات را هم به گفتهء تذكرهنويسان ياران وى مىنوشتهاند و از مكتوبات مولانا قرائن بسيار بدست مىآيد كه آنها را نيز مولانا املا فرموده و چلبى حسام الدين كتابت كرده است . و ديگر آنكه غرض ناسخ ضبط و قيد كلمات مولاناست و اگر جملهء مذكور صفت كتب باشد لازم نمىآيد كه آن مطالب از انشاء مولانا باشد درصورتىكه سبك بيان و نوع مطلب مشابه است با آنچه در آثار وى مشاهده مىكنيم . و از مناقب افلاكى چنان بر مىآيد كه مولانا در حواشى و بر ظهر كتب گاه بقيد مطالب مىپرداخته و همو فصلى مشتمل بر يادداشتها و تعليقات مولانا بر ظهر و حواشى كتب جمع آورده كه با مطالب مذكور در پايان مجموعهء موزهء قونيه شباهت تمام دارد و درين سفر از پيروان مولانا در استانبول شنيدم كه سيصد سال پيش چند تن از خاندان مولانا از قونيه باستانبول مهاجرت كرده و با خود مقدارى كتب آورده بودند كه مزيّن بوده است بتعليقات و حواشى مولانا و آن كتب در يكى از چهارصد حريق كه در استانبول روى داده از ميان رفته است . بارى نگارنده با دانشمند محقق جناب آقاى مينوى همآواز است و گمان مىكند كه اصلاحات و اضافات جزو چهارم معارف باحتمال هرچه قوىتر خطّ سلطان